شبانه هاي بي
برگزیدگان جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب

 برگزیدگان جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب در چهار بخش به شرح ذیل می باشند.

 
بخش کلاسیک:
روح ا... ستایش احدی
محمدحسین نجفی
مهدی زارعی
جواد اسلامی شهر بابکی
محمود رضایی
 وحید حیدری
عبدالرضا کوهمال جهرمی
کاظم بهمنی
فاطمه قائدی
مجتبی احمدی
 
بخش سپید و نیمایی:
لیلا کردبچه
مریم رحمانی
هاشم کرونی
مهدی عظیمی مورچه خورتی
مهدی نظارتی زاده
میثم فروتن
 
 
بخش ترانه و تصنیف:
پوریا شیرانی
سید مهدی موسوی
رضا نیکوکار
 
 
بخش نوحه:
سید محمد رضا شرافت
یوسف رحیمی



افتتاحییه:19 اسفند 89 - تالار شهید بهشتی دانشگاه قم/ ساعت 9.30 صبح
اختتامیه: 20 اسفند 89- سالن همایش های بین المللی دفتر تبلیغات اسلامی قم - ساعت 16 عصر

شرکت برای عموم علاقه مندان آزاد است.

-------------------------------------------------------------------------
دوستان عزیز حتمن برای پیشواز سال جدید می رسم خدمتتون با شعر جدید
یا علی

...

امضای یادگاری()     link     سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

تمدید ارسال آثار به جشنواره تا 10 اسفند


سلام دوستان همراه


نخستین جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب اسفند ماه در قم برگزار می شود.
با توجه به اینکه هیچ محدودیتی در قالب ، موضوع و تعداد اثر وجود ندارد،دبیرخانه جشنواره پذیرایی آثار شاعران گرامی در موضوع و قالب های مختلف خواهد بود. آثار پس از دریافت تفکیک شده و در بخش های
مجزا داوری خواهد شد.
مهلت ارسال آثار : 10 اسفند ماه 1389
به 20 اثر برگزیده کمک هزینه عمره مفرده اهدا خواهد شد.
علاقه مندان می توانند آثار خود را از طریق آدرس پستی، پست الکترونیکی ، کامنت خصوصی در وبلاگ و یا از
طریق نمابر به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند.
نشانی دبیرخانه:قم.خیابان شهید فاطمی(دورشهر)نبش کوچه 28 مجتمع بعثت واحد 14. کدپستی 66359-37156 دبیرخانه جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب

پست های الکترونیکی
poemfestival@yahoo.com

shear@ iusfestivals.com

نمابر: 7839398-0251
برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس http://poemfestival.blogfa.com مراجعه فرمائید.

----------------------------------------

منتظر شعرهای دوستان هستیم ...

----------------------------------------

 

...

امضای یادگاری()     link     سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

سکوت را به خودم ترجیح می دهم

سلام

اول اینکه بلاگی جدید مفتوح کردم تا مطالبی که غیر از شعر دارم را در فضای مجازی بگذارم ... تلاش می کنم مطالب تکراری و آنچه که در روزنامه ها و نشریات می نویسم مباشد و یا حدالمقدور کمتر باشد. نام این بلاگ" ته لیل" است. وب نوشتی که شاید تحلیلی باشد شاید نباشد... شاید.

دوم اینکه امروز دوست ناشناسی که می شناختمان و ما او را به جا نیاوردیم برای اینکه نشانی بدهد شعری از من خواند که خودم فکر نمی کردم جایی خوانده باشم. دیدم به درد این روزها می خورد و هر چند مربوط به ٧ سال پیش است ولی به هدفمند شدن یارانه ها بی ربط نیست.این کار کوتاه را بخوانید:

 

مانده ام

    دیگر چگونه

              قبض برق چشمانت را

     پرداخت کنم

 

......

خبر اینکه:

  فراخوان نخستین جشنواره ملی شعر دانشجویان و طلاب

مهلت تا 5 اسفند

حتما کار بفرستید

یا علی

...

امضای یادگاری()     link     یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

فرزانه در خیالِ خودی

 

 

سلام

هر چی سعی کردم فضای خودم بهتر که شد بعد به روز کنم .... بدتر شد .... نمی دونم چرا این چند وقته دلم بدجور هوای  شعر نشانه شاملو رو کرده بود .... این شعر حال و هوای این روزامه انگاری ... در امتداد گذشته  دلم گرفته  .... تو این شبها واسه ما هم دعا کنین

شغالی
       
گَر
ماهِ بلند را دشنام گفت ــ

پیرانِشان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی اینچنین فرموده بودند

فرزانه در خیالِ خودی را
                           
لیک
که به تُندر
پارس می‌کند،
گمان مدار که به قانونِ بوعلی
                                    
حتا
جنون را
نشانی از این آشکاره‌تر
به دست کرده باشند

ا. شاملو



///



قریب سه ساله شایدم بیشتر آهنگی از بهروز صفاریان یکی از بهترین آهنگسازهای این دهه رو گوش می کنم که هنوز ازش دل نکندم و سیر نشدم .... برعکس خیلی ازآهنگهای پاپ که برچسب زمان همجین بزرگ خورده تو پیشونی شون و تا آهنگ بعدی می یاد کسی سراغشون رو دیگه نمی گیره این یکی همیشه از ملودی های دوست داشتنی م بوده و احتمالن خواهد بود ... گفتم شاید بعضی از دوستان نشنیده باشن این ترانه رو توبلاگ بذارم ( اصولن این اخوی- بهروز صفاریان- تااونجایی که ما خبر داریم نه که آهنگسازه و کمتر می خونه. حدسم بر اینه که این یکی رو دلش نیومده بده کسی بخونه خودش خونده) احساس فوق العاده ای که خواننده با صداش به این شعر دلچسب داده زیبایی این آهنگ رو چند برابر کرده



به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه

یه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه بن بست

یه کاری کن برای ما، یه امّایی هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق، از این حالی که من دارم

من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم

تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری

تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری

گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو می دونم

نگو باید برید از عشق؛ نه می تونی؛ نه می تونم

 

///

نشد

احساس می کنم نمی شه

بعد شعر شاملو گفتیم حال و هوای بلاگمون عاشقانه بشه شاید بشه

نشد

ولش کن

دلم گرفته



اى آقایم آرزویم بزرگ و عملم زشت است پس تو از عفو خویش به اندازه آرزویم به من بده و مرا به بدترین عملم مؤ اخذه مکن زیرا کرم تو برتر است از مجازات گنهکاران و بردباریت بزرگتر است از مکافات تقصیرکاران و من اى آقایم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گریخته ام( دعای ابوحمزه ثمالی)

 



شبهای قدر نزدیکه دوستان ... ما را از پنجره ای که رو به خدا باز کردید دریغ نفرمایید

...

امضای یادگاری()     link     دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

دارم سیب می خورم

دارم سیب می خورم

زمزمه‌اش از دیروز شروع شد

لابلای همین اقاقی‌ها

دارم سیب می خورم

نه اینکه مبادا زمین بخورم

نه!

   اما هنوز سیبی را می خورم

        که نیم دیگرش را برایت کنار گذاشته‌ام

-------------------------------------------------

سلام

نمی دونم چرا این دفعه ،اول شعر نوشتم بعد مطلب . چند روزه بدجور خرابم .... گفتم تا کی تو وب‌نوشته‌هام بخندم ... یه بار حال خرابم رو قاطی این ٠ و ١ بفرستم بالا واسه رفقا  ... حالم خوب نیست. خسته‌ام .... برام دعا کنین. همین

پی‌سرشت: خسته‌ام

 

یا علی

...

امضای یادگاری()     link     شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

دوستان گرمابه و گلستان

سلام

 

دوستان گرمابه و گلستان 

تبریک سال نو.... هر چند با تاخیر

سال جدید رو با دوستان قدیم آغاز کردم.

این عکس که برمی گرده به مهر سال 83 اگه اشتباه نکنم اولین جلسه گردهمایی بچه های وبلاگهای ادبی بود. جمعی که از سال 82 شکل گرفت و تا دو سه سال قبل هم پابرجا بود ولی به دلیل برخی اتفاقات و گرفتاری دوستان داخلی و دوستان بسیاری که دیگه ایران نیستند تشکیل نشد.

قبل از عید دلمون هوای اون دوران کرده بود و دل تنگ بودیم در حد لا لیگا. به وبلاگ خیلی از قدیمی‌ها سر زدیم که یا کرکره کشیده بودند پایین یا کوچ کرده بودند یا خداحافظی.... بعضی ها هم مثل ما که از 7 سال پیش این بلاگ رو نگه داشتیم هی  یه لک و لکی می کنند. چند وقت پیش به فرهاد صفریان گفتم دوباره اون اکیپ قدیم رو راه بیاندازیم و سفرهای یک روزه و چند روزه رو زنده کنیم ... هنوز که خبری نیست.

این شعر رو تقدیم می کنم به دوستان وبلاگی قدیمی: ابراهیم اسماعیلی، فرهاد صفریان، امیر مرزبان،امیر اکبرزاده، احسان پرسا، محسن باقرلو، راضیه ایمانی، پریا کشفی، فاطمه حق‌وردیان، سید مهدی موسوی،مرتضی قاسمی، سینا علیمحمدی، علیرضا بدیع، سید عباس موسوی، حسین غیاثی، اراد مرادیان، رضا سیرجانی،مسعود کرمی،مریم عندلیب، فهیمه تائبی، هدی رستمی،عبدالرحیم سعیدی راد، اعظم ابراهیمی، لیلا ابراهیمی، ارش ناجی، نفیسه سادات علوی،جلیل صفربیگی،ایلشن جلاسی، حامد عسگری،فریده دهداران، حامد حسین‌خانی،محسن رزوان، رضا محمودی، شهاب حاجتی،پوریا سوری،سید حاتم نیکیار، مهدی شادکام،نیلوفر نصرتی،زهرا باقری شاد،غزل کریمی، مرجان مختاریه، حامد لیسی،محمد اسماعیل‌زاده، ناصر نامدار، نادر نامدار،مهدی نقی‌پور، هانی رضوی،امید نقوی، سعید کیایی، بهمن ساکی، میثم یوسفی،علی ثابت قدم، هادی خوانساری،حسین حاج هاشمی،سعید بیابانکی،رامین خسروی،مریم رزاقی،مونا زنده دل،مهدی شادکام،مهناز صحراییان،مهدی فرجی،حسین متولیان،سمانه نائینی،مهرداد نصرتی،مومنه یوسفی و ....

 

ماهی تب‌داری هستم

که اقیانوسی سردم نکرد

زندگی‌ام

روی موج‌های آرام تو شکل گرفت

                                باور نکردی!

 

 

یا عشق

...

امضای یادگاری()     link     دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ - سید روح الله نور موسوی

نردبان چیزی به جز تکرار چندین چوب نیست

سلام

 

امیر مرزبان:

باغ زیتون داری انگاری میون چشم هات

زنده میمونه مگه چیزی بدون چشم هات؟

 


انسیه سادات هاشمی:

با همین تکرارهای ساده بالا می روم

نردبان چیزی به جز تکرار چندین چوب نیست


سجاد ناصری:

لبریز دود کافه های ساحلی ، من

وقتی بساط چای و قلیان از تو سبز است


 

حامد عباسیان:

طوفان گرفته خلوت بندر را،  دارد تنم اسیر تنش هایت...

 دریا به جان اسکله افتاده،  در موج موج...موج ِتلاطم هات


علیرضا بدیع

چون طفل که از خوردن داروست پریشان

با دوست پریشانم و بی دوست پریشان


سید محمد رضا شرافت

تو را عشق تو را آسان گرفت اول دلم، اما

چه مشکل می شود کارم، دلم آسان که می گیرد


مهرانه جندقی

دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی

حال غریبی را که در خاک وطن باشد



 

...

امضای یادگاری()     link     دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸ - سید روح الله نور موسوی