با من حرف بزن .... با من


با من حرف بزن، پیش از آنکه صدایم را بدزدند. با من حرف بزن پیش از اینکه کلمات تنهایم بگذارند. روزی از من، همین منِ ساده، به اندازه یک صندلی جای خالی هم باقی نخواهد ماند. 
با من حرف بزن و بگذار بفهمم هنوز گوش م می شنود، گوشی که بدهکار دهانی نبود. آخر باید یک جای این سکوت نقطه بگذاری و از خودت رد شوی. آخر باید حرف بزنی و من پیش از اینکه بشنوم خواهم مُرد.
پس با من حرف بزن و مرگ را خسته نکن. بگذار یک جای این قصه کوله بارش را زمین بگذارد و مرا قلقلک دهد. این آوارگی را از من، از مرگ بستان.

ما در هیچ کجای این جهان تنها نیستیم. من هیچ کجای آن جهان تنها نیستم. در من دروغی بزرگ در حال زیستن است. با من حرف بزن تا همه این خوشی ها در یک لحظه تمام شود. من در هیچ کجای آن جهان تنها نیستم.

/ 5 نظر / 54 بازدید
یکتا

اینجا چراغی روشنه ...

صدای قــلــــب نیست ... صدای پای تو است كه شب ها در سینه ام می دوی ....!! كافیست كمی خسته شوی ..... كافیست كمی بایستی ....!

نشر ماه ماهی

چاپ اثار شما به صورت کتاب.نماینده انتشارات ماه ماهی:09384092306

نوروزی

زندگی از پیکار با ما خسته نشد اما من خسته ام و نفسم به شماره افتاده دیگر صدایی نیست و حرفهای ناگعته ما در گورمان جا نحواهد شد بی شک گورمان هم آن رو پس می زند